مرتضى مطهرى
483
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
گندم را هم به قول شما اگر لاى كتاب بگذاريم رشد نمىكند ولى اگر زير زمين باشد رشد مىكند . اما از اينها چه نتيجهاى مىگيريم ؟ نتيجه مىگيريم كه استعداد رشد در گندم است يا در زمين ؟ مىگوييم استعداد رشد در گندم است ولى زمين به منزلهء شرايط رشد آن گندم است ، يعنى آن كه در جوهر خودش ميل به تكامل و استعداد پيشرفت هست زمين نيست ، گندم است . - آنها فقط به تقدم ابزار قائلاند . استاد : مىدانم ، مىگويند ابزار چون تكامل پيدا مىكند انسان تكامل پيدا مىكند . ما مىگوييم اين جور نيست ، آن كه جوهر و استعداد تكامل و استعداد در آن هست ، آن كه به منزلهء دانهء گندم است كه اگر در شرايط مناسب قرار بگيرد شروع مىكند به توسعه دادن خود ، انسان است نه ابزار توليد . انسان كه رشد كرد اينها همه را رشد مىدهد ؛ انسان رشد مىكند و اينها را رشد مىدهد و در واقع انسان مرتب زمينه و شرايط رشد خودش را بيشتر فراهم مىكند . مثل اينكه انسان ابتدا در محيط يك بيابان قفر است با يك زندگى ، ولى بعد همين انسان مىآيد اينجا چاه مىكَند ، درختكارى مىكند ، كارهاى ديگر مىكند و محيط را مناسب خودش مىكند ، اما اين انسان است كه محيط را مناسب خودش مىكند . - اينها به اين صورت قائل نيستند ، مىخواهند بگويند اگر شرايط تربيت در آن چيزى كه استعداد تربيت و تكامل دارد فرق بكند نوع بهره ورى و بارورى آن فرق مىكند . استاد : اينها را همهء مردم مىگويند . اين مسئله كه « ابزار توليد زيربناست » غير از آن چيزى است كه شما داريد مىگوييد ، مسئلهء زيربنا بودن است . - يعنى نحوهء تفكر ما متأثر از آن است . استاد : صِرف متأثر بودن نيست ، اصلًا يك تابعى از اوست ، او بايستد اين مىايستد ، او حركت كند اين حركت مىكند ، اگر او رنگش قرمز باشد اين رنگش قرمز است ، او رنگش سبز باشد اين سبز است ، سفيد باشد سفيد است ؛ اين فقط انعكاسى است از او . شما اگر آينهاى را در مقابل يك انسان داشته باشيد ، دو تا صورت مىبينيد مثل يكديگر ، ولى اين دو تا صورتِ مثل يكديگر ، اين حركت كند آن حركت نمىكند ولى آن حركت كند اين حركت مىكند ، يعنى يكى اصل است يكى فرع . رسيديم به اول بحث توليد .